X
تبلیغات
من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق
من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق
به پاس زحمات مدیر محترم مدرسه علمیه اباصالح حاج آقای شیرازی-زید عزه-

در احوالات مرحوم شيخ انصاري آورده اند كه در زمان مرجعيت و با كثرت درس و بحث و تاليفات و رسيدگي به امور مومنين ، برنامه روزانه ايشان اين بود كه



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ 92/02/27 توسط شاکر

اگر خوب به اعمال و كردار سلفِ صالح و گذشتگانمان دقت كنيم تفاوت كارهايشان با كاهاي ما در همين درجه صداقت و پاكي اعمال آنها با اعمال ماست.چرا آنها در همه چيز اينقدر توفيقات داشتند در درس و بحث و تبليغ ، در عبادات و عمليات؛اين نيست مگر بخاطر گفتار و كردار درستشان كه از آن برخوردار بودند.

يكي از بزرگان مي فرمود : علّت اختلاف ما با گذشتگان در توفيقات ، اينستكه  احكام و اعمال براي آنها دو قسم بود يا واجب يا حرام؛ يعني با همه مستحبات هم معامله واجب مي كردند و مقيّد بودند آنها را انجام دهند و با همه مكروهات هم مثل محرّمات رفتار مي كردند و مرتكب نمي شدند ولي ماها احكام را پنج قسمت كرده ايم واجب و مستحب و مباح و حرام و مكروه ، تازه در همان حرام و واجب هم دنبال اين مي گرديم كه تكليف را از خودمان به نحوي ساقط كنيم!!!




نوشته شده در تاريخ 92/02/24 توسط شاکر

هيچ مالي حلال تر از سهم امام نيست ، حديث داريم ، مراجع تقليد هم فتوا مي دهند كه اگر مالي مخلوط به حرام شد و بخواهيد آنرا حلال كنيد بايد خمس آنرا بدهيد تا پاك شود .

امام معصوم عليه السلام أولي بر جانهاي ماست چه برسد به اموالمان و اين يك پنجم هم به دست مجتهد كه نائب امام است به طلاب علوم ديني داده مي شود اما ما طلبه ها بايد مواظب باشيم كه اين مال طيّب و طاهر را به سبب انجام ندادن وظايف تبديل به حرام نكنيم .

اولين وظيفه طلبگي گناه نكردن است بعد از آن درس خواندن و شئونات را حفظ نمودن است.

يك طلبه اگر در فاميلش تي شِرت و آستين كوتاه بپوشد كار حرامي نكرده اما زيّ طلبگي را رعايت نكرده و همين كم كم موجب مي شود طلبه اهل دود وسيگار و قليون و سينما و پاركهاي كذايي بشود اينها باعث بدنامي حوزه و بدبيني مردم مي شود گاهي رعايت نكردن شئون طلبگي، شخص را از عدالت ساقط مي كند حالا هرچه توجيه هم مي خواهد بكند فايده ندارد ، البته رعايت شئون  منافاتي با تميزي و مرتب بودن ندارد لباس تميز و سفيد و آستين بلند و انداختن پيراهن روي شلوار اينها جزو طلبگي است انسان يا طلبه نشود يا اگر شد شئون و آداب آن را هم حفظ كند.




نوشته شده در تاريخ 91/11/13 توسط شاکر

پيامبراكرم صلي الله عليه وآله  در روايتي مي فرمايند: جواني شعبه اي از جنون و ديوانگي است.

در جواني زمانيكه غلبه شهوت و غضب هست ديگر هيچ چيز جلودارش نيست و موعظه و نصيحت ديگران هم فايده اي ندارد درست مثل فرد ديوانه ؛ فقط همان علمي كه خدايي است مي تواند فريادرس او باشد وگرنه اگر پنجاه سال هم در حوزه درس خوانده باشد ولي علمش رباني نبوده به جايي نمي رسد بلكه بسياري از انحرافات بزرگ توسط افرادي واقع شده كه در همين حوزه بوده اند ؛ براي حب دنيا ، براي اينكه مطرح شوند و مريد جمع كنند شروع به فتوا دادن مي كنند، فتواهاي خلاف مشهور گاهي خلاف ضروريات دين! و همه چيز را موافق عقلشان مي خواهند درست كنند؛ بابا ؛ اگر هرچيزي را انسان بخواهد به عقلش رجوع كند ديگر چيزي براي دين و فقه باقي نخواهد ماند.

مرحوم ميرزا محمدتقي شيرازي اعلي الله مقامه، أعلم زمانش بود به ايشان گفتند چرا شما اينقدر در فتواهاي خود احتياط داريد؟ ايشان فرمودند: چون فحص و جستجو براي فتوا دادن لازم است و من هم به مقدار متعارف فحص مي كنم امّا مي ترسم كه فحصم كامل نبوده لذا نمي توانم به ضرس قاطع فتوا بدهم وبراي همين فتواي به احتياط مي دهم.

علمي كه از اول طلبگي توأم با تقوا خوانده شود براي انسان ملكه مي شود وگرنه اگر بعنوان يك شغل باشد پس عاقبت به شر مي شود واو را به زمين مي زند و روز قيامت موجب وزر و وبالش مي گردد.

بنابراين بايد علم را همراه با اخلاص و عمل و تقوا و خوف بدست آورد تا در موقع غلبه هواي نفس به فرياد انسان برسد.




نوشته شده در تاريخ 90/10/23 توسط شاکر

الحمدلله طلبه ، علم را خالصانه تحصیل کرد و عملش هم مخلصانه بود منتها شرط این اخلاص، قبولی عمل است و باید پرکار باشد و تنبلی باعث می شود که انسان بهره ای از علمش نبرد مثلاً عالم است و خوب می تواند درس دهد و می تواند اعمال نیکی از خود باقی بگذارد ولی تنبل است و آن مقدار که باید وشاید از این علم عمل استفاده نمی کند.

پس آفت علم و عمل مخلصانه؛ غفلت و کسالت است به همین خاطر در کلمات معصومین علیهم السلام آمده که از این غفلت عظیم دوری کنید تا علم وعملتان مثمر ثمر واقع شده و به درد بخورد.

یک عمر درس خواندی و الحمدلله پاک و باصفا هم هستی و درس و بحث و همه کارهایت هم برای خداست، این را حرام نکن و لحظات زندگی را به باد فنا نده و از فرصتها استفاده کن.

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله می فرمایند:« پناه می برم به خدا از علمی که سودی نبخشد و آن علمی است که همراه با عمل مخلصانه نباشد و بدانکه علم کم نیاز به عمل دارد زیرا علم یکساعت بر صاحبش لازم می کند که آن را در طول زندگی به کار ببرد»

وای به حال کسی که این همه مدت در حوزه ها درس خوانده و تهذیب نفس داشته و کارش برای خدا بوده اما به حسب غفلت ، تنبلی کرده و از علمش چندان استفاده ای نکند و علت این تنبلی یا به خاطر این است که ایمان به نتیجه ندارد و یا ایمان دارد ولی رغبت به نتیجه ندارد و یا اینکه نتیجه را بی ارزش می داند.

پس بنابر این ، آفت علم و عمل خالصانه ، غفلت و بی توجهی و تنبلی می باشد که اکثرا نسبت به این نکته گرفتار هستیم ، و به همین خاطر است که این همه استعدادهای عالی ، در آخر آنطور که باید و شاید ، نتیجه ای به حسب این تعداد نمی دهند ، و درصد خیلی کمی از آن ها مثمر ثمر واقع می شوند.

حضرت می فرمایند از غفلت های بزرگ به سبب بیداری دوری کن ، و به قول سیر و سلوکی ها ، اولین مرتبه سیر و سلوک ، تیقظ و بیداری می باشد.

بیداری یعنی توجه به موقعیت فعلی شخص، یعنی فرد توجه داشته باشد که الان درچه موقعیتی بوده و چه امکاناتی دارد و خداوند متعال در طول زندگی چه نعمتهایی را برای او ارزانی داشته است.

یعنی آدم بداند که از کجا آمده و به کجا می رود ، در این جا وظیفه اش چیست؟، چه مقدار از وقتش گذشته و چه مقدار باقی مانده ؟ به این چیزها فکر کند تا همیشه بیدار باشد.

به قول شاعر:

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم                 که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود                               به کجا میروم آخر ننمایی وطنم

من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم                 آن که آورد مرا باز برد در وطنم


نوشته شده در تاريخ 90/07/02 توسط شاکر

در مباحثه گاهي مي دانيد كه حق با طرف مقابل است ومطمئن هستيد كه راست مي گويد ولي براي اينكه مطلب بيشتر فهميده وبررسي شود يك اشكالي در كلامِ هم مباحثه ايتان قرارداده وبرضد كلام او پافشاري مي كنيد مثلاً مي گوييد: من مي دانم كه مطلب اين است ولي چه بسا چنين اشكالي يراو وارد باشد، وبعد روي آن اشكال بحث مي كنيد وواقعاً قصدتان اين است كه مطلب بررسي شودودر ذهنتان ملكه گرددوشايد دراين حواشي يك مطلب جديدي به حسب همفكري رفيقتان بدست بيايد.اصلاً مباحثه بايد همين گونه باشد واين را مراء نمي گويند.

مباحثه تدريس نيست تا استاد بگويد وشاگرد گوش بدهد بلكه مباحثه درباب مفاعله به اين معناست كه هردو بايد در بحث كردن بايكديگر مشاركت داشته باشند. مباحثهاي كه يك نفر بخواند و بقيه گوش كنند به هيچ دردي نمي خورد، نگوييد كه اشكال نداشتيم بلكه بايد اشكال ايجاد كنيد درمباحثه بايد اشكال تراشي كنيد براي خدا، بعضي صفات اگرچه خودش بد است اما براي خدا خوب است مانند رياي براي خدا به اينگونه كه درمجلس عزاي سيدالشهداء-عليه السلام-تباكي كنيدووجوهات را جلوي چشم مردم بدهيد واگر براي مجلس ترحيم مي رويد خود را به صاحب عزا نشان دهيد يا اينكه نمازتان را به نحو كامل وباآدابش بجا آوريد تا ديگران هم يادگرفته وترغيب شوند.

بنابراين مباحثه بايدگرم باشد واگر خيلي ساكت وبامتانت وبراي رضاي خدا بنشينيدو بحث كنيد وسري تكان دهيد خوب نيست.

مرحوم آيه الله مرعشي مي فرمود: مابا مباحثه به اينجاها رسيديم.

بعضی افراد خيال مي كنند درس را خوب فهميده اند ومباحثه ديگر اثري ندارد، خوب فهميدن درس فقط براي كسب معلومات است ومباحثه براي كسب استنباط مي باشد وقدرت استنباط را بالا مي برد.اگر طلبه درآينده بخواهد مجتهد شود بايد قدرت استنباط احكام پيداكند نه اينكه فقط پراز معلومات باشد كه دراين صورت فقط به او فاضل مي گويند وديگر مجتهد نمي شود؛ خلاصه اينكه مباحثه تميریني است براي استنباط وبايد در آن كرّ وفرّ باشدو ساده از درس رد نشويد.

مباحثه گرم باعث زيادي شوق افراد به درس مي شود وانسان را نسبت ه مطالعه كردن وخوب فهميدن تشويق مي كند اما مباحثه اي كه سريع خوانده شود وفقط براي راحت كردن وجدان باشد اين مباحثه جز خستگي سود ديگري ندارد وهمان مطالعه براي او كافي است.

بنابراين درس را كم كرده وروي مباحثه زياد كار كنيد ودردرس خواندن عجله نكنيد، آدم كجا مي خواهد برود زيرا اين راه تمامش نور است ويك راه بسيطي است ،برفرض شما ده سال دروسِ سطح را در دوازده سال بگيريد اما درعوض زماني كه به درس خارج مي رويد تقريباً نيمه مجتهد هستيد.

هفت كار را تا بعداز درس خارج هم ترك نكنيد تا نتيجه اش را ببينيد: پيش مطالعه،خوب درس را گوش كردن،پس مطالعه،پيش مباحثه، مباحثه دقيق،خلاصه نويسي ودوره دروس.




نوشته شده در تاريخ 89/10/28 توسط شاکر

 

از محضر استاد بزرگوار آموختم كه :

علم اگر نورانيت نداشته باشد كشف حقيقت مي كند ولي مجازاً وظاهراً،

 علمي كشف حقيقت واقعي مي كند كه با عمل همراه باشد.

چقدر فرق است بين آتش و عكس آتش، عكس آتش آثار آتش را ندارد ؛ نه مي تواند جايي را روشن كند ونه اينكه جايي را گرم نمايد، علم بدون عمل مثل عكس آتش بدون اثر است اگرچه ظاهراً كشف حقيقت بكند لذا حكمت علم به اين است كه ايجاد ورع وتقوا بكند و نور بشود،آنوقت است كه وسيله هدايت خود وديگران خواهد شد وانسان را از گردنه هاي خطرناك جهل و حماقت نجات خواهد داد.

اين دروس طلبگي خودشان موضوعيت دارند و مورد رضاي خداست لذا اگركسي در اين راه بميرد شهيد شمرده مي شود اين راه بسيط است؛ اول ووسط وآخرش يك نحو است فقط نيت و عمل است كه ارزش را تعيين مي كند. در حديث عنوان بصري حضرت اينطور مي فرمايند:

« فإذا أردت العلم فاطلب اوّلاً في نفسك حقيقة العبودية »

يعني بايد در ابتداء جوهر بندگي وتسليم محض مولا بودن را دارا باشي تا مجلاي نورعلم قرار بگيري.

چه بسيار كساني كه با كثرت تعلم مطالبي را حفظ كردند ولي چون با نيت خالص وعمل همراه نبودند در پرتگاه ضلالت سقوط نمودند.در روايت داريم كه جهنميان از بوي بد عالم بي عمل به خداوند شكايت مي كنند پس نكند با حفظ كردن چنداصطلاح ويادگرفتن چندقاعده دست وپايمان را گم كنيم وخيال كنيم ديگر بهتر از ما دراين عالم نيست بلكه علم نوراني علمي است كه هرچه بيشتر در آن غور كني به حقارت وجهل خويش بيشتر واقف شده خود را كمتر از كمترين و نيازمندترين موجود به  فياض هستي بخش بداني.

افتادگی آموز اگر طالب فیضی     هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

نتيجه اين نورانيت صفت باارزش حلم است كه در روايات هميشه مقرون به علم ذكر شده واز ثمرات علم نوراني مي باشد . حلم يعني اينكه دانا در مقابل جهل جهال مقاومت نموده وشرح صدر وظرفيت بالا داشته باشد تا بتواند بااينحال ظلمات جهل را از نادانان زمان برطرف كند وراه درخشش نور را به قلب آنها باز نمايد.




نوشته شده در تاريخ 89/04/13 توسط شاکر

انتخاب استاد

یکی دیگر از شئون تعلم اینست که شاگرد در انتخاب استاد دقت کند وهرکسی را بعنوان استاد قبول نکند بلکه کسی را که عملش را مطابق علمش وتقوا را الگوی رفتارش نموده معلّم ومربّی خویش قرار دهد کسیکه اهلیتش کامل ودیانتش ظاهر، عفتش معروف وتقوایش مشهور، یاددادنش نیک وتفهیمش نیکو باشد، تا علومی که فرا می گیرد در درون جانش نفوذ کند واز صراط قرآن وعترت منحرف نگردد و او را عالم ربانی وعامل خدایی گرداند، بعداز اینکه چنین استادی پیدا کرد وخود را برای کسب معارف وحقایق متوجه او نمود باید بداند بعدازاین نسبت به او حقوق ووظایفی دارد که کوتاهی در آنها باعث سلب توفیق ومنع تابش نور علم می گردد: « قال الامام علی بن الحسین-علیهماالسلام-: حقّ سائسک بالعلم التعظیم له والتوقیر لمجلسه وألاّترفع علیه صوتک.....وأن تدفع عنه إذا ذکر عندک بسوء وأن تستر عیوبه وتظهر مناقبه ولاتجالس له عدوّا ولاتعادی له ولیّا فإذا فعلت ذلک شهدت لک ملائکةالله جلّ وعزّ بأنّک قصدته وتعلّمت علمه لله جلّ اسمه لا للناس.»(من لایحضره الفقیه جلد2 صفحه377)




نوشته شده در تاريخ 89/02/04 توسط شاکر

ادب دوم:

طلبه باید با فرگیری علوم ومعارف، اخلاص وخدایی بودن خود را در طی مسیر از دست نداده وهمواره خود را در پناه حضرت ولی عصر-عجل الله فرجه- واهل بیت –علیهم السلام- بسپارد وهرچه به مراتب بالاترعلمی رسید خود را واقعا نیازمندتر به مدد وتوجه آنحضرات بداند تا نکند خدای نکرده  گرفتار عجب وغرور وخودبینی شود که اگر حجاب علم بر سرش سایه بیاندازد وتکبر وغرور از این ناحیه سراغش بیاید همانند دره هولناکی است که از ارتفاع  قله به داخل آن سقوط کند واو را از درجات عالیه به درکات سافله پرتاب کند وچه بسا خودش هم تا آخر عمر متوجه این هلاکت وخسارت نگردد،

باز سیره علماء واولیاءخدا در این رابطه که هرچه از جهت علمی بالاتر بودند در تواضع وفروتنی در مقابل دیگران افتاده تر بودند وهمینطورسرگذشت افرادی که در مسیر علم وعمل دچار این آفت خطرناک شدند وبه چه خسارتی رسیدند ، راهگشا وسرمشق  طلاب ودانش پژوهان است.




نوشته شده در تاريخ 89/02/01 توسط شاکر

یادگرفتم : نورانیت علم تنها با تعلم حاصل نمی گردد بلکه اگر آداب کسب علم رعایت نشود به قول مرحوم امام همین علم حجاب اکبر می شود وانسان را از ارتقاء در مسیر سعادت باز می دارد.

ادب اول:

از آداب ظاهری کسب علم اینست که طلبه از وقتی وارد این راه مقدس می شود عزم خود را جزم کند تا تمحض وتمرکز در فراگیری علوم دینی ومقدمات آن را از دست ندهد، مخصوصا در سالهای اولیه تحصیل که زمان شکل گیری وزمینه سازی پایه علوم است وسعی کند در این مسیر از هرگونه اشتغالات غیر درسی ومتفرقه مثل مشغولیتهای خانوادگی و ورود در عرصه های اجتماعی ،سیاسی وحتی فراگیری علوم وفنون دیگری غیر از دروس طلبگی  اجتناب کند ؛ البته معلوم است طلبه هرچه در این راه جلوتر برود بالنسبة به برخی از این اشتغالات  هم نیازپیدا خواهد کرد ولی وقتی از اول آگاه به این مطلب باشد که وظیفه اصلی طلبه در مرحله نخست؛ کسب وتثبیت علوم الهیه ومقدمات آن است با رویارویی با این مسائل دستپاچه وشتابزده عمل نمی کند .

برخی با ورود دراین راه  انواع واقسام وسوسه ها وتوهمات شیطانی بر ذهنشان هجوم  می آورد که خیال می کنند در مقابل همه اتفاقاتی که می افتد مسؤل هستند وهمه افراد اجتماع به او نیاز دارند و او نسبت به همه آنها وظیفه دارد درحالیکه او هنوز در ابتدای راه است وبرای خود نه از جهت علمی ونه از جهت عملی اندوخته ای ندارد تا بخواهد با ورود دراین عرصه های حساس وبعضا خطرناک ومنحرف  مفید ومثمر ثمر باشد لذا برخی طلاب با این آفت از وظیفه اصلی وتکلیف فعلی که کسب علم وتقواست  باز می مانند،اینطور افراد بعداز مدتی که به راههای مختلف ومتفرقه وارد می شوند چون اندوخته کافی وتجربه شافی برای روبرویی با مسائل ندارند به شکستهای متعددی دچار شده و دلسرد می شوند وغالبا از این راه نورانی منحرف شده یا کلا خارج می شوند ویا به کسب شغل و درآمدی از این راه اکتفاء می نمایند.

مطالعه زندگی علمای ربانی وکسانیکه دراین راه هم برای هدایت خود هم برای سعادت دیگران مؤثر بوده اند راهگشای طلبه است تا بفهمد دوران کسب علم ومعرفت این فرهیختگان وپرسایان مخصوصا در اوایل راه چگونه بوده است.


نوشته شده در تاريخ 89/01/26 توسط شاکر
'
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.

روضه آقای سیبویه