هذا قبر علي بن ابيطالب
علماي اهل تسنن كه منتظر همچنين اعترافي بودند در همان مجلس حكم ارتداد و كفر آن شخص را صادر كردند و قرارشد در همان مجلس آن شخص إعدام شود، امير كه خود را مديون او مي دانست و نمي خواست به اين راحتي دوستش را از دست بدهد گفت:حكم صادره از طرف علماء قبول است ولي بگذاريد آخرين كلمات اين شخص را در دفاع از خود بشنويم.
پس رو به آن شخص كردند و از او دليل اين دشنامها را جويا شدند.
آن شخص چنين گفت:
شما مي دانيد كه حاتم طايي كه در جود و بخشش مشهور است يك دختر داشت كه اين دختر بعد از وفات پدرش خدمت رسولخدا صلي الله و عليه وآله آمد و حضرت به احترام پدر كافر او كه به جود و كرم مشغول بود يك گله گاو و يك گله شتر و گوسفند به او هديه دادند ولي همين پيامبراسلام بعد از رحلت خود در ميان امّت ، تنها دختر گرامي خود يعني حضرت فاطمه زهراء سلام الله عليها را به يادگار گذاشت ، آيا جا داشت كه حق تنها دختر پيغمبراسلام را غصب كنند و به جاي احترام و احسان به او ، فدك را از دست او بگيرند و به او بي احترامي و اهانت كنند؟!!!
با گفتن اين جملات ، اهل مجلس منقلب شدند و امير به همراه علماء به گريه و زاري پرداختند و تا مدتي آن فرد شيعي در ميان آنها بود و محترم بود ( شايد نوشته باشند كه آنها مستبصر هم شدند) آن آقا سه سال بعداز اين قضيه وفات كرد و از جنازه او تجليل نمودند و با احترام دفن كردند و برروي قبر او ضريح و گنبد ساختند كه از قضا نام اين شخص «علي» و نام پدرش « ابوطالب» بود لذا روي مرقدش نوشتند:
«هذا قبر علي بن ابيطالب »
اين مكان همان مزار شريف معروف است كه الان در افغانستان مورد علاقه و احترام شيعيان است و چه كرامتها كه از آن ظاهر نمي شود. اي كاش آن كتابي كه اين جريان در آن نوشته شده پيدا شود.
(كتاب در محضر آيةالله بهجت جلد 1 ص180 نكته263)