آموزه صد و دهم: مشغول خودمان باشيم
در بسياري از روايات آمده كه مشغول به خودتان باشيد و مرادشان تفكر است يعني فكر كردن به اينكه حالا بايد چكار كنم، اگر امروز يك ماشين به من زد و مُردم بااينهمه گناه چه كنم؛ يك بنده خدايي حساب مي كرد و مي گفت: از روز تكليفم تا الان اينقدر گذشته، اگر روزي يك گناه هم كرده باشم حالا چندين هزار گناه دارم چگونه بااينهمه گناه به ملاقات خدا بروم.
خوف صادق يعني همين كه واقعاً انسان بترسد كه چه برايش پيش مي آيد و چكار بايد بكند ولي ما بخاطر اينكه خيلي با ماديات و خورد و خوراك محشوريم غافليم و اين چيزها نمي گذارد كه خوف صادق در دلمان ثابت بماند در احاديث داريم كه اين خوف با تفكر ، در قلب ايجاد مي شود.
انسان گاهي بايد بنشيند و در مورد عاقبت خود فكر كند اگر همين حالا حضرت عزرائيل براي قبض روحش بيايد چه مي كند همان شكل و شمائلي كه عزرائيل برايمان ظاهر مي شود ، عاقبتِ عالم برزخ را برايمان مشخص مي كند.
در روايت داريم موقعي كه انسان قبض روح مي شود اگر مؤمن و درستكار بوده خوشحال است كه از دنياي پر از ظلمات و سختي وارد عالمي نوراني و متنعم به نعمات برزخي شده است ، اگر فرد فاسد و كافري هم بوده باز خوشحال است كه بيشتر نماند تا گناهان و فسادهايش بيشتر شود.
اگر كسي دائم در فكر خود باشد حسادت و رياست طلبي و ساير رذايل خودبخود از اخلاقش دور مي شود .